english francis

علی(ع) ندا می دهد

زندگینامه

علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب،هاشمی قرشی، امام اول شیعیان و خلیفه چهارم از خلفای راشدین از نظر اهل سنت است. پدر امام علی (ع)، ابوطالب مردی سخاوتمند، عدالت‌مدار، مورد احترام قبایل عرب، عمو و حامی پیامبر (ص) و از شخصیت‌های بزرگ قریش بود. او پس از سال‌ها حمایت از رسول خدا (ص)، در سال دهم بعثت، با ایمان از دنیا رفت. مادرش، فاطمه بنت اسد است. برادران وی طالب، عقیل، جعفر و خواهرانش هند یا ام هانی، جمانه، ریطه یا ام طالب و اسماء بودند. امام علی (ع) در روز جمعه ۱۳ رجب در سال ۳۰ عام الفیل در مکه درون کعبه متولد شد. ولادت وی در کعبه ر عالمان شیعه از جمله سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از اهل تسنن مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی متواتر می‌دانند. درگذشت وی، در اثر ضربت شمشیری بود که در سحرگاه روز ۱۹ رمضان سال ۴۰ق. توسط یکی از خوارج در مسجد کوفه بر فرق وی وارد شد، و در ۲۱ همان ماه به شهادت رسید و مخفیانه دفن شد. هنگام ۶ سالگی علی (ع)، در مکه قحطی شد. ابوطالب، مرد عیالمندی بود و اداره هزینه یک خانواده پرجمعیت در سال قحطی مشکل بود. از این رو، حضرت محمد (ص) به عمویش عباس پیشنهاد داد که به ابوطالب در این امر کمک کند. بدین علت، عباس، جعفر را، و حضرت محمد (ص) علی (ع) را به خانه خود برد. امام علی(ع) از این دوره چنین یاد می‌کند: آنگاه که کودک بودم، پیامبر (ص) مرا در کنار خود نهاد و بر سینه خویش جایم داد، و مرا در بستر خود می‌خوابانید، چنانکه تنم را به تن خویش می‌سود و بوی خوشِ خویش را به من می‌بویانید. و‌ گاه بود که چیزی را می‌جَوید، سپس آن را به من می‌خورانید. از من دروغی نشنید، و خطایی در کردار ندید. فاطمه(س): نخستین همسر امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) بود. پیش از علی(ع) افرادی مانند ابوبکر و عمر بن خطاب و عبد الرحمن بن عوف آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر(ص) اعلام کرده بودند که پیامبر(ص) فرموده بود درباره ازدواج زهرا(س) منتظر وحی الهی است. مورخان در تاریخ ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) اختلاف نظر دارند: برخی اول ذی الحجه سال دوم هجری، برخی ماه شوال و گروهی ۲۱ محرم را ذکر کرده‌اند. ثمره ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) پنج فرزند بوده است به نام‌های حسن و حسین و محسن و زینب کبری و ام کلثوم کبری. امامه دختر ابوالعاص بن ربیع: پس از شهادت فاطمه (س)، آن حضرت با امامه ازدواج کرد. مادر امامه، زینب دختر پیامبر (ص) بود. ام البنین: دختر حزام بن دارم کلابیه، حضرت عباس (ع) و عثمان و جعفر و عبدالله فرزندان وی بودند که همگی در کربلا شهید شدند. لیلی: پس از ازدواج با ام البنین، آن حضرت با لیلی دختر مسعود بن خالد نهشلیة تمیمه دارمیه ازدواج کرد. اسماء بنت عُمِیس: دختر عمیس خثعمی. یحیی و عون فرزندان این همسر علی (ع) بوده‌اند. ام حبیب: یکی دیگر از همسران امام علی (ع) ام حبیب دختر ربیعه تغلبیه موسوم به صهباء بوده است. خوله: خوله دختر جعفر بن قیس بن مسلمه حنفی یا به قولی دختر ایاس از دیگر زنان آن حضرت بوده است. محمد بن حنفیه فرزند علی (ع) از این همسر است. ام‌سعید و مُحیاة: امام علی (ع) همچنین با ام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی و نیز مُحیاة دختر امری القیس بن عدی کلبی ازدواج کرده است. او نخستین کسی بود که به پیامبر (ص) ایمان آورد و هفت سال قبل از اینکه هیچ یک از مسلمانان، خدا را بپرستد او با پیامبر (ص) خدا را می‌پرستیده است. ابن ابی الحدید از بزرگان علمای اهل سنت) می‌گوید: بیشتر علمای حدیث بر این باورند که وی اولین کسی بود که به پیامبر (ص) ایمان آورد و از او پیروی کرد. خود وی [امام (ع)] فرموده است]: صدّیق اکبر منم، فاروق اول منم، اسلام آوردم قبل از اینکه مردم اسلام آورند، و نماز خواندم قبل از نماز خواندن‌شان[. امام علی (ع) در غزوات و سریه‌های صدر اسلام، نقش مؤثری داشت و در همه غزوات جز غزوه تبوک همراه پیامبر (ص) جنگید. وی به عنوان دومین شخصیت نظامی پس از حضرت محمد (ص) ایفای نقش کرده است. پس از کشته شدن عثمان، جمعی از اصحاب نزد امام علی (ع) آمدند و گفتند: ما سزاوارتر از تو به خلافت، کسی را نمی‌شناسیم؛ علی (ع) گفت: من وزیر شما باشم بهتر است تا امیر شما باشم. آنان گفتند: جز بیعت با تو، چیزی نمی‌پذیریم. آن حضرت گفت که بیعت او در خفا نمی‌باشد و باید در مسجد باشد. همه انصار جز چند نفر با علی (ع) بیعت کردند. مخالفان عبارت بودند از: حسان بن ثابت، کعب بن مالک، مسلمة بن مخلَّد، محمد بن مُسًلمه و تنی چند نفر دیگر که از عثمانیه به شمار می‌آمدند. از مخالفان غیر انصاری، می‌توان به عبدالله بن عمر، زید بن ثابت، و اسامة بن زید اشاره کرد که همه از نزدیکان عثمان بودند. در این باره که چرا امام علی (ع) زیر بار بیعت با مردم نمی‌رفت، باید گفت امام (ع) جامعه موجود را فاسدتر از آن می‌دانست که او بتواند آن را رهبری کرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا در آورد. از نظر امام علی (ع) حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر زمامدار بزرگ‌ترین حقی است که خداوند قرار داده و کاملاً دو سویه است. چنان که می‌فرماید: "همانطور که کسی را بر دیگری حقی است آن دیگر را نیز بر او حقی خواهد بود. کسی که بر همگان حق دارد و هیچکس را بر او حقی نیست خدای تعالی است نه هیچیک از بندگانش." از نظر امام علی (ع) رعایت حقوق متقابل زمامدار و مردم ثمرات فراوانی دارد: "زمانی که رعیت حق خود را نسبت به والی به جا آورد و والی نیز حق خود را نسبت به رعیت ادا نماید، حق در میان آنها عزت یابد و پایه‌های دینشان استوار گردد، نشانه‌های عدالت آشکار شود و سنتهای پیامبر (ص) در مسیر خود افتد و اجرا گردد." سپس امام (ع) می‌فرماید: "اگر رعیت بر والی خود چیره گردد یا والی بر رعیت ستم روا دارد، در این هنگام میان آنها اختلاف کلمه پدید آید و دردها و بیماری‌های مردم افزون شود و کسی از پایمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد. در این هنگام نیکان به خواری افتند و بدان عزت یابند و بازخواست‌های خداوند از بندگان بسیار گردد." امام علی(ع) برای شخصیت و حقوق مردم ارزش بسیاری قائل بود و این امر در بخشنامه‌هایی که به مأمورین دولتی فرستاده است کاملاً آشکار است. در بخشنامه‌ای که برای مأمورین جمع آوری خراج نوشته است، اینگونه آمده است: "به عدل و انصاف رفتار کنید و به مردم درباره خودتان حق بدهید، پرحوصله باشید و در برآوردن حاجات مردم صبر و استقامت به خرج دهید که شما خزانه داران رعیت و نمایندگان ملت و سفیران حکومتید..." همچنین در سفارش نامه‌ای به مأموران زکات می‌فرماید: "آنگونه رفتار نکن که مردم از تو کراهت داشته باشند. بیش از آنچه از حق خداوند در اموالش است از او مگیر... سپس به افراد بگو:‌ای بندگان خدا، مرا ولی خدا و خلیفه او به سوی شما فرستاده تا حق خدا را که در اموال شما است بگیرم. آیا در اموال شما حقی از خدا هست که آن را به نماینده‌اش بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه، دیگر به او مراجعه مکن و اگر کسی پاسخ داد بلی، همراهش برو بدون این‌که او را بترسانی و یا تهدید کنی...." هنگامی که امام علی (ع) مالک اشتر را به استانداری مصر منصوب کرد، در حکم انتصابش چنین فرمود: "...مهربانی و خوشرفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده، مبادا به آنان چون جانور درنده باشی، خوردنشان را غنیمت بدانی، زیرا آنان دو دسته‌اند: یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش مانند تو هستند." امام علی (ع) در نخستین روزهای خلافتش، در برابر سنت غلط خلفا -که بیت المال را بر اساس سوابق افراد در جنگهای صدر اسلام و یا سبقت در ایمان و مانند آن تقسیم می‌کردند- ایستاد و فرمود: "در تقسیم آنها مساوی برخورد کنید و هیچ کس را بر دیگری ترجیح ندهید... من قرآن را مطالعه کرده‌ام، ولی از اول تا آخرش برتری و فضیلتی برای فرزندان اسماعیل -یعنی اعراب مکه- بر فرزندان اسحاق نیافته ام." وی عمار یاسر و ابوالهیثم بن تیهان را مسئول بیت المال کرده بود و به آنها کتباً دستور داده بود: عرب و عجم و هر مسلمان از هر تیره و تبار که باشد در سهم بیت المال یکسانند. همچنین امام (ع) وقتی خلافت را به دست گرفت، تمام زمین‌هایی را که عثمان به این و آن واگذار نموده بود، مال خدا خواند و دستور بازگرداندن آنها به بیت المال را صادر نمود.

غدیر خم

بنابر روایات، پیامبر (ص) چهار شب و به قول برخی دیگر پنج شب از ذیقعده سال دهم هجری مانده بود که همراه هزاران نفر برای ادای مناسک حج از مدینه به طرف مکه حرکت کرد (برخی این تعداد را تا هفتاد هزار نفر هم گفته‌اند). این سفر رسول خدا (ص)، حجة الوداع، حجة الاسلام و حجة البلاغ نامیده می‌شود. در آن ماه امام علی(ع) برای تبلیغ اسلام در یمن بود و هنگامی که از تصمیم پیامبر (ص) برای سفر حج آگاه شد، همراه عده‌ای به سمت مکه حرکت نمود و پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ خدا (ص) پیوست. اعمال حج پایان یافت و پیامبر (ص) همراه مسلمانان مکه را ترک و به طرف مدینه حرکت کرد. مسلمانان حج‌گزار روز پنج شنبه ۱۸ ذی الحجه به غدیر خم رسیدند و پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق از جمعیت، جبرئیل آیه تبلیغ را بر پیامبر (ص) نازل کرد و از جانب خداوند، به رسول خدا (ص) امر نمود تا علی (ع) را به عنوان ولی و وصی بعد از خود، به مردم معرفی کند.پس از نزول این آیه، پیامبر (ص) دستور توقف کاروان را صادر نمود و گفت آنانی که پیشاپیش حرکت می‌کنند، به محل غدیر بازگردند و کسانی که عقب مانده‌اند، به کاروان در غدیر خم، ملحق شوند. پیامبر (ص) پس از ادای نماز ظهر، خطبه‌ای ایراد کرد که به خطبه غدیر مشهور شد و در ضمن آن فرمود: «حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری می‌خواهیم و به او ایمان داریم و از شر نفس‌هایمان و زشتی‌های کردارمان، به او پناه می‌بریم... خداوند لطیف و خبیر مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده می‌شوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود... من پیش از شما در کنار حوض (حوض کوثر) حاضر می‌گردم و شما در کنار آن بر من وارد می‌گردید، پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین رفتار می‌کنید؛ ثقل اکبر کتاب خداست... و ثقل دیگر، عترت من است...» سپس رسول خدا (ص)، دست علی (ع) را بلند نمود تا مردم او را ببینند و فرمود: «ای مردم، آیا من از خود شما، به ولایت [سرپرستی] شما سزاوار‌تر نیستم؟" مردم پاسخ دادند: "آری،‌ ای رسول خدا." حضرت فرمود: "خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین‌ام و من به خود شما، به ولایت [سرپرستی] شما سزاوار ترم. پس هر کس که من مولای اویم، علی مولای اوست." رسول خدا (ص) سه بار این جمله را تکرار کرد و فرمود: "خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن هر کسی را که علی را دوست دارد و او را مولای خود بداند و دشمن بدار هر کسی را که او را دشمن می‌دارد و یاری نما هر کسی را که او را یاری مینماید و به حال خود رها کن هر کس را که او را وا می‌گذارد." سپس خطاب به مردم فرمود: " حاضران این پیام را به غایبان برسانند. هنوز جمعیت متفرق نشده بودند که دوباره جبرئیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه سوم سوره مائده نازل شد که به آیه اکمال مشهور است. در بخشی از آیه آمده است: «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً؛ امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم. ر این هنگام، مردم به امیر مؤمنان(ع) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی(ع) تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند. عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان(ع) می‌گفت: بر تو گوارا باد‌! ای پسر ابوطالب!، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی. پیامبر(ص) نیز دستور داد خیمه‌ای برای علی(ع) برپا کردند و به مسلمانان فرمان داد دسته دسته خدمت ایشان برسند و به عنوان امیرمؤمنان به او سلام دهند و همه مردم حتی همسران رسول خدا(ص) و همسران مسلمانان، دستور پیامبر(ص) را عملی ساختند.[۹] حدیث غدیر در منابع شیعه و سنی نقل شده است و برخی از بخش‌های حدیث، مانند «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» متواتر است. صحابه و تابعان پرشماری حدیث را نقل کرده‌اند. راویان حدیث غدیر بسیارند، از جمله: اهل بیت یعنی امام ‌علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع). سپس نام حدود ۱۱۰ تن از صحابه پیامبر(ص) به چشم می‌خورد از جمله: عمر بن خطاب، عثمان بن عفان،عایشه بنت ابوبکر، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، زبیر بن عوام، جابر بن عبدالله انصاری، عباس بن عبدالمطلب، ابوهریره و... که تمامی آنان در محل غدیر حاضر بوده‌اند و حدیث غدیر را بدون واسطه نقل می‌کنند. همچنین حدیث غدیر از ۸۳ تن از تابعین نقل شده است،[نیازمند منبع] از جمله آنان: اصبغ بن نباته، عمر بن عبدالعزیز)خلیفه اموی). پس از تابعین، در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن چهاردهم، ۳۶۰ تن، حدیث غدیر را نقل کرده‌اند، از جمله: امام شافعیان، امام حنبلیان، احمد بن شعیب نسائی، ابن مغازلی، احمد بن عبدالله، احمد بن عبدربه . در بین محدثان و عالمان شیعه نیز افراد فراوانی حدیث غدیر را در کتب مختلف، روایت کرده‌اند، از جمله آنان: شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی و... می‌باشند. بسیاری حدیث غدیر را حدیث حسن و عده‌ای نیز آن را صحیح می‌دانند. همچنین همه محدثان شیعه و برخی از بزرگان اهل تسنن، حدیث غدیر را حدیثی متواتر می‌شمارند.

نامه‌ها

خطبه‌ها

کلمات قصار

ارتباط با ما